خرید کتاب زندگی من آنتوان چخوف
زندگی من

زندگی من

16,000تومان
قیمت بدون مالیات: 16,000تومان
ناشر:آسو
کد محصول: 0028
موجودی در انبار

رمان زنگی من، از آثار آنتوان چخوف نویسنده روسی است که در سال 1896 منتشر شد و داستان آن پس از قتل الکساندر دوم است که فقر اقتصادی شدید و تحولات عظیمی در روسیه پدید آمد.

رمان زنگی من، از برترین آثار آنتوان چخوف نویسنده روسی است که در سال 1896 منتشر شد و داستان آن پس از قتل الکساندر دوم است که فقر اقتصادی شدید و تحولات عظیمی در روسیه پدید آمد.

درباره نویسنده

« آنتوان پاولویچ چخوف » نویسنده و نمایشنامه نویس روسی در سال 1860 در قفقاز در یک خانواده فقیر و سنتی در شمال روسیه به دنیا آمد.

پدرش مغازه خاربارفروشی داشت و او را به شدت تنبیه می کرد و او در سال 1867 در مدرسه دینی شروع به تحصیل کرد اما یک سال بعد توانست به مدرسه عادی برود.

چخوف تحصیلات دانشگاهی خود را در سال 1879 در رشته پزشکی در دانشگاه مسکو آغاز کرد. او برای تأمین خرج خود و خانواده مجبور به نوشتن صد ها داستان کوتاه شد

در همین سال مطلبی از او در روزنامه چاپ شد که می توان گفت مبدا نویسندگی او از این زمان است و در همین سال با ساروین، مدیر مسئول یک روزنامه در مسکو آشنا شد.  در ماه دسامبر نشانه هایی از بیماری سل در او ظاهر شد و چخوف که 24 ساله بود تحت تاثیر این بیماری قرار گرفت.

در مه سال 1904 دیگر نمیتوانست به زندگی عادی ادامه دهد، همراه با همسرش به یک آسایشگاه آلمانی رفت و درآنآسایشگاه در سن چهل و چهار سالگی در سال 1904 درگذشت و در مسکو به خاک سپرده شد.

خلاصه داستان

داستان زندگی من به اعتقاد بیشتر معتقدان از قوی ترین آثار آنتوان چخوف است.این داستان مربوط است به آشفتگی ها و مشکلاتی که بعد از مرگ الکساندر دوم  برای روسیه تزاری پیش آمد و وضع اقتصادی خراب جامعه و فقر همگانی.چخوف در این داستان احساس نا امیدی و بدبینی را همراه با ذره ای امید به خواننده منتقل می کند.



جزئیات
نویسنده آنتوان چخوف
مترجم فرشته افسری
تعداد صفحات 208
قطع رقعی
نوع جلد شومیز

نظر بدهید

توجه: HTML ترجمه نمی شود!
    بد           خوب
کد امنیتی

سکوت برقرا شد. درپوش پیانوی بزرگ برداشته شده بود، بانویی در حالیکه نگاه نزدیک بینش را به شمارش معکوس دوخته بود نشست، و ماشای من به سوی پیانو رفت. آراسته و زیبا، اما زیبا به روشی تازه، این ماشا هیچ شباهتی به آن ماشایی که هنگام بهار در آسیاب به دیدن من می آمد نداشت. او شروع به خواندن کرد: تو را دوست می دارم، ای شب مهتابی... در تمام مدت آشنایی مان این اولین باری بود که من آوازش را می شنیدم. صدایش خوب و قوی و با طراوت بود و من هنگام شنیدن صدایش احساس می کردم که یک خربزه شیرین و خوشمزه و رسیده می خورم. سپس آوازش به پایان رسید، همه برایش کف زدند و او لبخند می زد و در میان موج تشویق ها، همچون پرنده ای رها شده از قفس که شوق آزادی پرهایش را پف می دهد و می آراید، لباسش را صاف کرد.

کتاب های مرتبط

یک مرد ناشناخته

یک مرد ناشناخته

14,000تومان
بسته شده

بسته شده

30,000تومان
دشت

دشت

12,000تومان