خرید و بررسی کتاب زندگی عزیز
زندگی عزیز

زندگی عزیز

35,000تومان
قیمت بدون مالیات: 35,000تومان
کد محصول: 0035
موجودی در انبار

زندگی عزیز، نام مجموعه داستانی از آلیس مونر است که در سال 2012 منتشر شد و برای او جایزه نوبل ادبیات را به ارمغان آورد.

زندگی عزیز در سال 2012 منتشر شد. داستان های این کتاب پیش از آن در نشریه هایی مانند نیویورکر و تین هاوس چاپ شده بودند و این رمان برای او جایزه نوبل ادبیات سال 2013 را به ارمغان آورد.

درباره نویسنده

آلیس مونرو در سال 1931 در کانادا متولد شد. جایی که اغلب داستان های او در آنجا به اتفاق می افتد. موضوع اصلی داستان های او زنان و مشکلاتشان در شهر های کوچک است ولی به طور کلی محور اصلی داستان های او انسان ها و مشکلات انسان در برابر زمان است. او در سال 2013 برنده جایزه نوبل ادبیات شد و در آن مراسم لقب «استاد داستان کوتاه معاصر» را دریافت کرد.

درباره کتاب

زندگی عزیز حاوی 14 داستان کوتاه است که در سال 2012 منتشر شده است. به گفته خود خانم مونرو، این مجموعه داستان، آخرین کتاب نگارش شده توسط او خواهد بود. اغلب داستان های این کتاب در نوشته های پیشین آلیس مونرو دیده شده بود مانند چشم انداز دریاچه، زندگی عزیز، آمندس، چاله شنی.

داستان کتاب

تمامی داستان های کتاب در حوالی دریاچه ای در کانادا رخ می دهد اما در این کتاب چند ها شخصیت اصلی وجود دارد و در این کتاب در یک شخصیت تمرکز نشده است. برای مثال در قسمتی از کتاب دختر بچه ای استرس اولین رقصش را دارد و در قسمتی دیگر از کتاب پیرزنی، خاطرات زندگی اش را مکرر برای دیگران تعریف میکند

جزئیات
نویسنده آلیس مونرو
مترجم منیره ژیان
تعداد صفحات 333
قطع رقعی
نوع جلد سخت

نظر بدهید

توجه: HTML ترجمه نمی شود!
    بد           خوب
کد امنیتی

مجله ای بود به اسم آكو أنسرز که به طور نامنظم در تورنتو چاپ میشد. گرتا در کتابخانه آن را پیدا کرده بود و چندتا شعر برایشان فرستاده بود. دوتا از شعرها چاپ شده بودند، و نتیجه آن شده بود که وقتی پاییز گذشته، سردبیر مجله به ونکوور آمده بود، او همراه سایر نویسندگان به یک مهمانی دعوت شده بود تا سردبیر را ملاقات کند. مهمانی در خانه ی نویسنده ای برگزار می شد که بنظر می رسید نامش در تمام عمر برای گرتا آشنا بوده است. مراسم اواخر عصر برگزار میشد که پیتر هنوز سر کار بود. پس گرتا پرستاری خبر کرد و با اتوبوس ونکوور نورث از پل لایونز گیتگذشت و از استنلی پارک رد شد. بعد باید مسیری طولانی در امتداد خلیج هادسون سواری می کرد تا به محدودهی دانشگاه برسد، جایی که نویسنده در آنجا زندگی می کرد. در آخرین پیچ از اتوبوس پیاده شد، خیابان را پیدا کرد و قدم زنان پلاک خانه ها را از نظر گذراند. کفش های پاشنه بلندی که پوشیده بود خیلی از سرعتش کم میکرد. همچنین شیک ترین لباس سیاهش را که با زیپی از پشت بسته میشد و خوب به کمرش می چسبید و همیشه هم پایین تنهاش بیش از حد تنگ بود، به تن داشت. همان طور که در طول خیابان های پیچ و خم دار بدون پیاده رو راه می رفت، با خود فکر کرد که در این لباس تاحدی مسخره بنظر می رسد. تنها عابر خیابان در آن عصر روبه پایان بود.خانهها امروزی بودند و پنجرهها بزرگ، مثل همه ی حومههای درحال ترقی شهرها، از آن نوع محله هایی بود که اصلا انتظارش را نداشت کم کم این فکر به سراغش آمد که شاید خیابان را اشتباه آمده است و البته از این فکر چندان هم ناراحت نشد می توانست به ایستگاه اتوبوس که نیمکتی هم داشت برگردد. می توانست کفش هایش را از پا درآورد و با آرامش آماده یک سفر طولانی و تنها به سوی خانه شود.

کتاب های مرتبط

غرور و تعصب

غرور و تعصب

40,000تومان
کاترین

کاترین

30,000تومان
اِما

اِما

43,000تومان