خرید رمان بیگانه اثر آلبر کامو
بیگانه

بیگانه

10,000تومان
قیمت بدون مالیات: 10,000تومان
ناشر:آسو
کد محصول: 0026
موجودی در انبار

رمان بیگانه، اثر بی نظیر آلبر کامو است که برایش جایزه نوبل ادبیات سال 1957 را به ارمغان آورد.

بیگانه، رمانی به قلم آلبر کامو در ژانر فلسفی است که در سال 1942 منتشر شد. رمانی که درباره فردی اعدامی است که در انتظار چوخه اعدام است.

درباره نویسنده

آلبر کامو، نویسنده و فیلسوف فرانسوی الجزایری بود که در سال 1913 در الجزایر به دنیا آمد. در اوایل جوانی فوتبالیست شد ولی پس از مدت کوتاهی فوتبال را کنار گذاشت و به نویسندگی روی آورد. در اوایل برای روزنامه ها می نوشت تا اینکه لیسانس فلسفه را با پایان نامه ای با موضوع افلاطون در سال 1935 گرفت.

نوع نوشتار اغلب کتاب های آلبر کامو از فلسفه یونان الهام گرفته است مانند بیگانه، طاعون، سقوط، مرگ خوش.

کامو در سال 1957 به خاطر پرداختن به وجدان بشری جایزه نوبل ادبیات را برنده شد. با برنده شدن او، رکوردهایی به نام او ثبت شد مانند: جوان ترین برنده جایزه نوبل ادبیات، اولین برنده نوبل متولد آفریقا.

خلاصه کتاب

این کتاب داستان فردی به نام مرسو را تعریف میکند که به اتهام قتل محکوم به اعدام شده است و در زندان منتظر اجرای حکم خود است.

داستان به دو قسمت تقسیم می شود، قسمت اول با مراسم تشییع مادر مرسو آغاز می شود. مرسو در این مراسم هیچ واکنشی نسبت به مرگ مادرش نشان نمی دهد و در روزهای بعد هیچ واکنشی نسبت به اتفاقات اطراف نشان نمی دهد و از این زندگی راضی است.

همسایه مرسو که به اسم ریمون سته که در شغل فراهم کردن روسپی است برای او یک معشوقه پیدا می کند. مدتی بعد مرسو و برادر آن زن در کنار ساحل بهم برخورد می کنند و مرسو بدون هیچ دلیلی او را می شکد.

در قسمت دوم، محاکمه مرسو آغاز می شود. او در این قسمت بر بی اعتنایی به رفتار های خود و دیگران پافشاری می کند و با دلی آرام به سوی چوخه دار حرکت می کند.

جزئیات
نویسنده آلبر کامو
مترجم محمد ثقفی
تعداد صفحات 120
قطع رقعی
نوع جلد شومیز

نظر بدهید

توجه: HTML ترجمه نمی شود!
    بد           خوب
کد امنیتی

ماری به سراغم آمد و از من پرسید که آیا حاضرم با او ازدواج کنم! جواب دادم برایم فرقی نمی کند و اگر او بخواهد ما می توانیم این کار را بکنیم. و آن وقت خواست بداند که آیا دوستش دارم! همانطور که یک بار دیگر به او جواب داده بودم جوابش دادم که این حرف هیچ معنایی ندارد ولی بی شک دوستش ندارم! گفت پس در این صورت چرا با من ازدواج می کنی؟ برایش توضیح دادم که این امر هیچ اهمیتی ندارد و اگر او مایل باشد ما می توانیم ازدواج کنیم. وانگهی اوست که این تقاضا را دارد و من فقط خوشحالم که می توانم بگویم بله، آنگاه او خاطر نشان ساخت که ازدواج امر مهمی ست.  

کتاب های مرتبط

بیگانه

بیگانه

10,000تومان